به بار ای نم نم باران..زمین خشک را ترکن
تمام هستی از آن خداوند است
سلام عکس هایی منتخب از عید91 شماره1 ادامه عکسهای آبخورگ میدونم ناراحت کننده است ولی جالب بود بدبخت با یه خرچنگ دعواش شد خرچنگه گازش گرفت زد شل و پلش کرد ودر آخر اینم 13 بدرمون ..... سلام عکس هایی منتخب از عید91 شماره2 اول عکس آقا پویان.. عکسی از خوش مزه ترین قسمت مسافرت امام زاده طبس عکس از آقا فرزاد پسر دایی (زنبور ووووزززززز) فرزاد یواشکی رفت بود بیرون که بعد از فهمیدن ماها جوری برخورد کرد که ....... که نداره دیگه....ترکیدیم از خنده اینم عکسی از آبخورگ زیبا.....هنگام طلوع آفتاب .... این عکس از موقعیت من هنگام گرفتن عکس بالایی....(یادش بخیر) عزیز دلی که تازه به خانواده اضافه شد (آقا پویان) تبریک به بابا ومامانش ضحی دختر خاله با نمک دوست داشتنی من ... راستی نظر یادتون نره؟؟؟؟؟؟!!!!! چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست، ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره! وقتی که با همون مقدار پول به خرید میریم کم به چشم میاد! ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! میکشه لذت میبریم و از هیجان تو پوست خودمون نمیگنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانیتر از حدش میشه شکایت میکنیم و آزرده خاطر میشیم! سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم! برنامه روزمره خود پیدا نمیکنیم اما بقیه برنامهها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! قرآن رو به سختی باور میکنیم! کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن! ارسال میکنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا میگیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو میشنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر میکنیم! باشید که او خدای دوست داشتنی است. بزنید خیلیها را از لیست خود پاک میکنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند. پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت هر کسی رنگ خودش بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود ای شریک نان و گردو و پنیر ! همکلاسی ! باز دستم را بگیر مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟ حال ما را از کسی پرسیده ای ؟ مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟ حسرت پرواز داری در قفس؟ می کشی مشکل در این دنیا نفس؟ سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟ رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ آسمان باورت مهتابی است ؟ هرکجایی شعر باران را بخوان ساده باش و باز هم کودک بمان باز باران با ترانه ، گریه کن ! کودکی تو ، کودکانه گریه کن! ای رفیق روز های گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد! آه ه ه کودکیم... سلام گرم تابستونی که البته دیگه آخرشه.. سلام به تمام دوستای خوب ایران زمین دیگه داره کم کم تابستون تموم میشه دلم واسش تنگ میشه نه اینجور نه اونجور اما دلتون همیشه تابستونی باشه گرم گرم اگه بادیدن این عکس ها دلتون هوس کرد یه گاز بزرگ از یه هندونه شیرین آبدار بزنید حتما اینکارو بکنید... ممنون از تمام دوستان که تو پست قبلی منو تنها نزاشتند...





چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک
چقدر خنده داره
که وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم
چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی
چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد
چقدر خنده داره
که سعی میکنیم ردیف جلو صندلیهای یک کنسرت یا
چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در
چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان
چقدر خنده داره
که همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا
چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران
خنده داره
اینطور نیست؟
دارید میخندید؟
دارید فکر میکنید؟
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار
آیا این خنده دار نیست که وقتی میخواهید این حرفا را به بقیه










| Design By : Night Skin |


